Download and customize hundreds of business templates for free
Stop wasting your time on brainstorming sessions that only improve upon existing offerings marginally. Based on exhaustive case studies and research on industry trends and innovation, the ten types of innovation provide a framework that can turn your company’s next big thing into a successful reality.
Download and customize hundreds of business templates for free
از اتلاف وقت خود در جلسات تفکر خلاق که فقط بهبود های جزئی را در محصولات موجود ایجاد می کنند خسته شده اید؟ اختراع همیشه منجر به نوآوری نمی شود. بر اساس مطالعات موردی جامع و تحقیقات در مورد روندهای صنعت و نوآوری، محققان ده نوع متمایز از نوآوری را که به طور قابل توجهی پیشرفت را در بر می گیرد، پیدا کرده اند. به جای اینکه چرخ های خود را بچرخانید، از Ten Types of Innovation: The Discipline of Building Breakthroughs به عنوان چارچوبی برای تبدیل کردن بزرگترین چیز بعدی شرکت خود به واقعیت موفق استفاده کنید.
نوآوری خیلی بیشتر از اختراع یک محصول جدید یا طراحی نسخه بعدی یک پیشنهاد موجود است. نوآوری می تواند هر چیزی از بازفکری مدل سود شما، به بهبود کانال تحویل شما، به بازسازی استراتژی های تعامل با مشتری شما باشد. ده نوع اصلی نوآوری وجود دارد. در هر نوع، همچنین ده ها تاکتیک ثابت شده برای کشیدن وجود دارد. ده نوع نوآوری عبارتند از:
نوآوری های مدل سود تاکتیک ها و استراتژی های جدیدی برای تعیین قیمت هستند. مدل های سود بزرگ بازتابی از درک عمیق از آنچه مشتریان و کاربران واقعا ارزش قائل هستند و کجا فرصت های جدید درآمد و قیمت گذاری ممکن است وجود داشته باشد.
نمونه های نوآوری مدل سود
Gillette
شناخته شده برای خط تکاملی خود از اصلاح موها و تیغه های اصلاح مو، Gillette نمونه برجسته ای از یک مدل سود است که از یک پایه نصب شده استفاده می کند، با حاشیه سود بالا بر روی یک محصول مصرفی.
در دهه 1920، Gillette از سود سالمی از اختراع خود بر روی تیغه های اصلاح موی یکبار مصرف لذت برد. Gillette تیغه ها را بسیار ارزان فروخت و از یک مدل سود باهوش استفاده کرد که مشتریانش را آموخت تیغه های کدر را دور بیندازند و بیشتر بخرند. مشتریان به تیغه های یکبار مصرف ارزان Gillette و راحتی آنها معتاد شدند.
هنگامی که اختراع Gillette منقضی شد، با این حال، زمان تغییر فرا رسید. Gillette از عادات کاربری مشتریانش استفاده کرد و به طور استراتژیک شروع به دریافت هزینه بیشتر و بیشتر برای تیغه هایی کرد که یکبار ارزان بودند.بدون فکر کردن دوباره، مشتریان شروع به پرداخت هزینه زیادی برای یک تیغ اصلاح کردند که به زودی کهنه می شد و دور ریخته می شد. گیلت بر اثر تغییر به موقع در مدل سود خود، از افزایش قابل توجه سود لذت برد.
نوآوری های شبکه ای راهی برای شرکت ها فراهم می کند تا از فرآیندها، فناوری ها، پیشنهادات، کانال ها و برندهای دیگران بهره ببرند. نوآوری شبکه ای هر کاری است که یک شرکت برای همکاری با دیگران برای رقابت بیشتر در بازار خود انجام می دهد.
نمونه های نوآوری شبکه
هدف
در میان هرج و مرج فروشگاه های بزرگ و تهدید فراگیر آمازون، هدف با بهره گیری از شراکت های منحصر به فرد خود با طراحان برتر، برند خود را از کالاهای ارزان قیمت برجسته می کند. وقتی هدف اولین شراکت طراحی بزرگ خود را راه اندازی کرد، این نوآوری آنها را از رقبا متمایز کرد.
تا به امروز، هدف با بیش از 75 طراح بزرگ، از لباس تا لوازم خانگی کار کرده است. برجسته ها شامل خط لوازم آشپزخانه معمار معروف مایکل گریوز، فروشگاه های موقت لیبرتی لندن، و یک همکاری پنج ساله با ایزاک میزراهی که 300 میلیون دلار سود سالانه ایجاد کرد. با نگاه کردن به خارج از معمول و گسترش شبکه خود در طراحی و توسعه محصول، هدف یک نوآوری شبکه ای را به دست آورده است.
نوآوری های ساختاری متمرکز بر سازماندهی دارایی های شرکت - سخت، انسانی، یا غیرملموس - به روش های منحصر به فردی هستند که ارزش ایجاد می کنند. نوآوری های ساختاری می توانند یک مزیت رقابتی عالی فراهم کنند زیرا به طور ذاتی سخت است کپی کردن آنها. نوآوری های ساختاری اغلب نیاز به تغییر سازمانی بزرگ علاوه بر سرمایه گذاری و حمایت از رهبران ارشد دارند. با اینکه انجام آنها ممکن است سخت باشد، نوآوری های ساختاری می توانند محیط کار را کارآمدتر، کارمندان را راضی تر، و سازمان را بسیار سالم تر کنند اگر به درستی انجام شوند.
نمونه های نوآوری ساختاری
Whole Foods
مرکزیت زدایی و شفافیت در هسته فلسفه مدیریت Whole Food قرار دارند. این تصمیمات ساختاری آگاهانه توسط بنیانگذار John Mackey منجر به فرهنگی از رقابت سالم و رشد شد. به جای اتخاذ تصمیمات در سطح شرکت و صدور فرمان به فروشگاه های فردی، هر بخش در یک فروشگاه دارای حرمت وسیعی برای تصمیم گیری است. به عنوان مثال، مدیریت به بخش های فردی مسئولیت تعیین محصولاتی که باید موجود باشند و کی را استخدام کنند، می دهد.
این نوآوری ساختاری فرهنگی را ایجاد کرده است که در آن بخش ها برای سودآوری رقابت می کنند و کارکنان سعی می کنند یکدیگر را عملکرد بیشتری داشته باشند. موفقیت مرکزیت زدایی با تعهد مساوی به شفافیت امکان پذیر شد. Whole Foods داده هایی مانند فروش، سودآوری و عملکرد را به کارکنان نشان می دهد. در کل، مرکزیت زدایی و شفافیت سودآوری بخش های فردی و فروشگاه ها را افزایش داده است.
نوآوری های فرآیند شامل فعالیت ها و عملیاتی هستند که پیشنهادات اصلی یک شرکت را تولید می کنند. نوآوری های فرآیند به یک شرکت امکان می دهد تا محصول یا خدمات خود را به طور کارآمدتر زمانی یا هزینه ای نسبت به رقبا تولید کند، یا به شکلی که برای مشتریان قابل دسترس یا خوشایندتر است. نوآوری های فرآیند معمولاً فناوری های اختصاصی هستند یا بیانگر حقیقت این است که یک شرکت چگونه کسب و کار می کند، روز به روز.
مثال های نوآوری فرآیند
Zipcar
صف های طولانی، نرخ های بالا و نظارت بالای کارکنان نشان دهنده صنعت اجاره خودرویی بود که به شدت به نوآوری نیاز داشت. پاسخ Zipcar با خودروهایی بود که می توانستند برای مدت کوتاهی اجاره شوند و بدون دردسر باشند.
به جای ساخت یک زیرساخت پیچیده، Zipcar تمرکز خود را بر روی خودروها و پارکینگ ها قرار داد. این طراحی ساده شده منجر به تجربه اجاره بسیار روان برای مشتریان شد. مشتریان به سادگی به خودرو نزدیک شدند و آن را با "Zipcard" پیش تایید شده خود باز کردند. بدون صف های طولانی، کاغذ بازی غیر ضروری، یا هزینه های اضافی.از آنجا که فرآیند اتوماتیک شده بود، مدیریت می توانست به راحتی روی آمار مانند اینکه کدام خودروها بیشتر اجاره شده اند، کدام ممکن است مشکل داشته باشند یا راه هایی برای پر کردن فاصله موجودی تمرکز کند.
ابتکارات عملکرد محصول به ارزش، ویژگی ها و کیفیت پیشنهاد یک شرکت می پردازد. در حالی که شاید بیشترین دید به مشتریان را داشته باشد، ابتکارات عملکرد محصول معمولا فقط برای مدت محدودی مزیت رقابتی فراهم می کنند زیرا رقبا می توانند آنها را به راحتی کپی کنند.
نمونه های ابتکار عملکرد محصول
OXO Good Grips
بنیانگذار OXO Good Grips، Sam Farber، فرصتی را دید تا استفاده روزمره از ابزارها را به طور قابل توجهی افزایش دهد و به عنوان نتیجه، یک برند عظیم از آن ساخت. OXO Good Grips در ابتدا بر روی امکان سنجی کسانی که مشکلات نسبتاً جزئی حرکتی داشتند (مانند مشکل در گرفتن یا خم شدن) برای حفظ استقلال خود در حین پخت و پز، تمرکز داشت. Farber با مشاهده همسر آرتریتی خود، یک نفر را دید که زندگی او می توانست با ابزارهای پخت و پزی که راحت تر برای گرفتن و منور کردن و طراحی ارگونومیک تر بود، به طور قابل توجهی بهبود یابد.
Farber ابزارهای Good Grips خود را با قیمتی حدود سه برابر هزینه دستگاه های آشپزخانه موجود قیمت گذاری کرد. این نقطه قیمت به دلیل اینکه ابزارهای او درد و ناراحتی را که بسیاری تجربه می کردند، برداشت، امکان پذیر بود. امروزه، OXO Good Grips بیش از 850 محصول در دسترس دارد و برند مترادف با طراحی هوشمند و کاربردی است.
ابتکارات سیستم محصول باعث می شود مشتریان فکر کنند که نیاز به قطعات اضافی یا اضافی دارند تا به طور کامل با آنچه در حال لذت بردن از آن هستند، هماهنگ شوند. این نوع ابتکارات در چگونگی اتصال یا بسته بندی محصولات و خدمات فردی به یکدیگر برای ایجاد یک سیستم قوی و قابل مقیاس پذیر ریشه دارد. این یک راه برای ایجاد ارتباطات ارزشمند بین پیشنهادات متمایز و متفاوت است.
نمونه های ابتکار سیستم محصول
Scion
Scion به طرز هوشمندانه ای از مفاهیم یک سیستم محصول در هر فروش خودروی خود استفاده کرد. به عنوان یک برند از تویوتا، Scion تلاشی برای جذب فروش از نسل های جوانتر بود که ترجیح می دادند خرید خود را سفارشی و انتخاب کنند. در حالی که رقبا خودروهای طراحی شده جدید را فروختند، Scion رویکردی را در پیش گرفت که اجازه می داد خریداران هر جزئی از خودروی جدید خود را سفارشی کنند. هر افزودنی بخشی از سیستم محصول بزرگتر بود و امکان سود بیشتر را فراهم می کرد. پس از انتخاب "پایه" نوع خودرو از یکی از پنج گزینه، رانندگان می توانستند از گزینه های متعددی برای همه چیز از نوع چراغ ها، موتورهای خاص، صدا، تا برنامه ها انتخاب کنند.
نوآوری های خدماتی محصول را آسان تر برای امتحان، استفاده و لذت بردن می کنند. آنها ویژگی ها و قابلیت هایی را که ممکن است مشتریان در غیر این صورت نادیده بگیرند، نشان می دهند و مشکلات را حل و اختلافات در سفر مشتری را اصلاح می کنند. نوآوری های خدماتی می توانند قدرتمند باشند زیرا وقتی یک شرکت خدمات نوآورانه ارائه می دهد، محصولات خود را از یک محصول ساده به یک تجربه تبدیل می کند. خدمات نوآورانه باعث می شود مشتریان به یک روش خاص احساس کنند و این تجربه های مثبت را با یک محصول خاص مرتبط کنند.
نمونه های نوآوری در خدمات
Zappos
Zappos، که در سال 2009 توسط آمازون خریداری شد، نوآوری در خدمات را به عنوان یک شرکت تجارت الکترونیکی راه اندازی کرد. Zappos ده ارزش اصلی داشت، اولین آنها "تحویل WOW از طریق خدمات" است. کلیدی در این ارزش این است که مدیریت نمایندگان خدمات مشتری را قادر ساخت تا اقدامات فوق العاده ای را به نفع مشتریان انجام دهند. این نمایندگان شناخته شده اند که گل به خریداران می فرستند، با مشتریان در تلفن برای ساعت ها برای پیدا کردن جفت کفش مناسب مشکلات را حل می کنند و واقعا از رقبا خرید می کنند و حمل و نقل شبانه را بر روی برگه Zappos قرار می دهند اگر یک محصول خاص تمام شده باشد. این ویژگی ها نه تنها Zappos را برای آمازون جذاب کرد، بلکه امکان داد تا Zappos یک مشاوره، Zappos Insights، را راه اندازی کند که به شرکت های دیگر کمک می کند تا رویکرد خود را به خدمات تغییر دهند.
کانال راهی است که مشتریان به محصولات یا خدمات دسترسی پیدا می کنند.نوآوریهای کانال جدیدی برای ارتباط با مشتریان هستند که به طور موثرتری فروش را افزایش میدهند، حاشیه سود را ارتقا میدهند، یا بر مواجهه و ارتباطات مثبت با برند افزوده میکنند. نوآوریهای کانال اطمینان میدهند که کاربران میتوانند آنچه را که میخواهند بخرند، هنگامی و به شیوهای که میخواهند، با حداقل اصطکاک و هزینه و حداکثر لذت. نوآوری در کانال همچنین میتواند زمان یا تلاش اضافی را از طریق واگذاری فروش به روشهایی مانند توزیع غیرمستقیم کاهش دهد.
نمونههای نوآوری کانال
نسپرسو
نوآوریهای کانال نسپرسو اطمینان داده است که مشتریان هرگز نیازی به جستجوی سخت برای یافتن کپسولها برای دستگاههای اسپرسوی کوچکشان نداشته باشند. در حالی که تعدد کانالهای نسپرسو مقداری پیچیدگی به کسب و کار اضافه کرد، اما به مشتریان انواع مختلفی از ترجیحات خرید ارائه داد که در نهایت آن را برای مشتریان جذابتر کرد. این شرکت بیش از 270 فروشگاه خرده فروشی و قهوهفروشی منحصر به فرد خود را در سراسر جهان دارد، اما همچنین غرفههایی را در دهها فروشگاه بزرگ که توسط خریداران بزرگسال مورد استفاده قرار میگیرد، اداره میکند. برای جذب نسلهای جوان و فناوریدوست که ترجیح میدهند آنلاین خرید کنند، نسپرسو یک باشگاه آنلاین نسپرسو دارد که هنگامی که زمان سفارش مجدد فرا رسید، یادآوری ایمیل خودکار میفرستد. در نهایت، نسپرسو حتی کانالهای بیشتری را از طریق فروش B2B به هتلها و خطوط هوایی پیدا میکند.
نوآوریهای برند میتوانند کالاها را به محصولات مورد علاقه تبدیل کنند و معنی، نیت و ارزش را به پیشنهادات و کسب و کار شما ارائه دهند. وقتی به دست آید، نوآوریهای برند میتوانند متمایزکننده استراتژیک باشند.
نمونههای نوآوری برند
Trader Joe's
سوپرمارکتهای سنتی بر قدرت برندهای محصول فردی برای افزایش فروش در فروشگاههای خود تکیه میکنند. با این حال، Trader Joe's به طور معروف رویکرد متضادی را اتخاذ کرده است.با برند خصوصی Trader Joe's، فروشگاه به دنبال محصولات منحصر به فرد، فصلی و با کیفیت است. مشتریان بیشتر احتمال دارد که برای دیدن چیزهای جدید یا خرید چیزی خارج از معمول به فروشگاه سر بزنند تا یک مورد فصلی را امتحان کنند. با تامین مستقیم از تامین کنندگان فردی، محصولات کمتر شناخته شده را پیدا می کند و اغلب به دلخواه مشتریان برای خرید محلی جذب می کند.
نوآوری های درگیری مشتری همه درباره درک آرزوهای عمیق نشسته مشتریان و کاربران است و با استفاده از این بینش ها ارتباط معنی داری بین آنها و شرکت شما ایجاد می کند. نوآوری های درگیری مشتری بیشتر و بیشتر به صورت دیجیتال رخ می دهد، به خصوص از طریق رسانه های اجتماعی. این نوآوری ها تجربه کلی مشتری را بهبود می بخشند و اغلب یک وظیفه پیچیده را ساده، یک تجربه روزمره را جادویی یا یک تعهد روزمره را برآورده می کنند.
نمونه های نوآوری درگیری مشتری
Mint.com
کمتر کسی ادعا می کند که از مدیریت مالی شخصی و بودجه بندی لذت می برد. Mint.com این موضوع را عمیقاً فهمید و تجربه مدیریت پول خود را تغییر داد. برای بسیاری، بررسی هزینه ها، پس انداز یا سرمایه گذاری ها دیگر مسئولیتی که با اکراه انجام می شود نیست بلکه تمرینی آرامش بخش است. با امکان دیدن تصویر کامل وضعیت مالی خود در یک مکان، Mint.com به طور قابل توجهی چالش نگه داشتن از مالیات شخصی را ساده کرد. نمونه هایی از چگونگی درگیری کاربران Mint.com با مالیات خود به روش های جدید شامل به روزرسانی اطلاعات بر اساس معاملات اخیر، برچسب زدن و دسته بندی خودکار خریدها و پیشنهادهایی برای راه های ذخیره یا بودجه بندی است.
Download and customize hundreds of business templates for free