جلسات سرمایه گذاری اغلب بدون تعهد به پایان می رسند زیرا داستان ساختار ندارد. بنیانگذاران از طریق اسلایدهای پراکنده در مورد دیدگاه، بازار، محصول و معیارها بدون رابطه ای که آنها را به هم متصل کند، چرخش می کنند و دور می افتد. این چارچوب به بنیانگذاران ترتیب منظمی برای ارائه سرمایه گذار می دهد - دیدگاهی که در زمانبندی بازار مستقر است، یک جفت مشکل و راه حل تیز، بازاری که اندازه گیری شده، جذب مشتری قابل دفاع، و یک درخواست روشن - بنابراین هر بخش حق برگزاری مکالمه بعدی را به دست می آورد.
کیفیت ارائه به طور مستقیم شکل می گیرد از نتایج جمع آوری سرمایه. براساس تحقیقات DocSend در مورد هزاران پکیج جمع آوری سرمایه، سرمایه گذاران به طور متوسط حدود سه دقیقه برای بررسی یک ارائه صرف می کنند قبل از اینکه تصمیم بگیرند آیا می خواهند جلسه ای برگزار کنند یا خیر. ترتیب ظاهر شدن بخش ها و انضباط پشت هر یک، تصمیم می گیرد که آیا پکیج در طی این سه دقیقه باز می ماند یا بسته و فراموش می شود.
دیدگاه مستقر در زمانبندی بازار
اسلاید دیدگاهی که یک تغییر تعریف کننده دسته را نامگذاری می کند، اولین تصور یک سرمایه گذار را به کنجکاوی تبدیل می کند. بدون زمانبندی بازار، حتی یک دیدگاه قوی بدون زمینه به عنوان بلندپروازی خوانده می شود.با اتصال زمانبندی بازار، پکیج نشان می دهد که تیم نه تنها می فهمد چه چیزی را بسازد، بلکه چرا 24 ماه آینده به کسی که آن را اول بسازد، جایزه می دهد. دیدگاه به همراه زمانبندی به سوال سکوتی که هر شریک در ابتدای جلسه می پرسد پاسخ می دهد - چرا این تیم، چرا الان.
تحقیقات مک کینزی در مورد AI سازمانی برآورد می کند که سازمان ها تا سال 2028 بیش از 50 عامل AI را در هر شرکت اعمال خواهند کرد، در حالی که زیرساخت های استاندارد برای هماهنگی این عوامل امروز به سختی وجود دارد. اختلاف بین حجم اعمال و آمادگی پلتفرم نوعی خلاء را تعریف می کند که پنجره بازار را ایجاد می کند. ارائه هایی که دیدگاه خود را در این نوع تغییر ساختاری مستقر می کنند، عملکرد بهتری نسبت به ادعاهای سنگین صفت در مورد اختلال یا تحول دارند.
بخش دیدگاه افتتاحیه هدف شرکت را در یک خط اعلامیه واحد می گیرد، سپس فوراً با دو عدد محکم کننده پیگیری می کند - یکی که اندازه فرصت آینده را مشخص می کند و دیگری که نبود راه حل های فعلی را نشان می دهد.بخش "چرا حالا" سپس منحنی پذیرش را در مقیاس لگاریتمی رسم می کند و سال جاری را در کنار نقطه انعطاف هاکی برای آینده می نماید. بنیانگذاران باید عدد سرفصل، ضریب سال به سال، و ارجاع منبع زیر نمودار را برای مطابقت با داده های بازار خود ویرایش کنند. خط دیدگاه باید یک آزمون ساده را پاس دهد - آن را یک بار بلند بخوانید، و یک همکار خارج از صنعت باید بتواند آن را بدون ترجمه مجدد تکرار کند. اگر خط نتواند این آزمون را پاس کند، خیلی مجرد است و نیاز به اسم و فعل تیزتری دارد. ترکیب دیدگاه و زمانبندی سه دقیقه اول جلسه را به یک تنظیم تبدیل می کند که سرمایه گذار می خواهد آن را دنبال کند، به جای یک قلاب که تا اسلاید بعدی محو می شود. با استفاده از هر دو اسلاید با هم، آنها همچنین بازگشایی طبیعی برای ایمیل های پیگیری به همکاران و خلاصه جلسات شریک می شوند، که ارزش آنها را فراتر از ارائه زنده می برد.
قوس مشکل و راه حل
سرمایه گذاران ابتدا مشکلات را قبل از محصولات سرمایه گذاری می کنند.اسلاید مشکلی که سه حالت شکست ملموس را نام می برد - و اسلاید راه حلی که هر حالت شکست را به یک قابلیت خاص نقشه برداری می کند - به سرمایه گذار مدل ذهنی ای می دهد که می تواند آن را به شرکای خود تکرار کند. ارائه به یاد ماندنی می شود، نه فقط متقاعد کننده. بیان مشکلی مبهم، در مقابل، شریک را مجبور می کند در طول جلسه شریک خود را اختراع کند، و این چارچوب نادراً بررسی دقیق را زنده می کند.
تحقیقات مدرسه تجارت هاروارد توسط تام ایزنمن در مورد الگوهای شکست استارتاپ نشان می دهد که خواندن اشتباه مشکل مشتری از دلایل اصلی توقف شرکت های مرحله اولیه است. سرمایه گذاران این الگو را می دانند و بیش از هر اسلاید دیگری بیانیه مشکل را بررسی می کنند. مشکلی که به صورت سه درد جداگانه قابل تشخیص است، برای تأیید در مقابل مصاحبه های مشتری آسان تر است تا یک ادعای جامع و آن را در طول جلسه برای سوالات شکاک محدود می کند.
بخش مشکل درد مشتری را به سه حالت شکست نامگذاری شده - تجزیه و تحلیل، عدم قابل اعتمادی، و عدم وجود حکومت - هر کدام با یک توصیف یک خطی از پیامد عملیاتی سازماندهی می کند.بخش راه حل دقیقاً ساختار را منعکس می کند و هر درد را با یک توانایی خاص که پلتفرم ارائه می دهد، جفت می کند. این نقشه برداری یک به یک ساختار بصری مهمترین در پکیج است، زیرا سرمایه گذاران هر دو اسلاید را کنار هم می بینند و به دنبال ادعاهای نامتناسب می گردند. بنیانگذاران باید سه درد را ویرایش کنند تا آنچه که خریدار هدف واقعاً در تماس های کشف می گوید را منعکس کند، سپس اطمینان حاصل کنند که هر درد با یک توانایی راه حل مطابقت دارد که با یک برچسب فعل محور شده است. سرخط های درد باید از زبان خود خریدار استفاده کنند، نه از واژگان محصول داخلی، به طوری که سرمایه گذاری که پکیج را به یک عامل پورتفولیو نشان می دهد، همان تاییدی را دریافت کند که بنیانگذار در تماس های فروش می گیرد. این اصل این است که مقاومت کنید در مقابل یک چهارم یا پنجمین درد - سه تا حداکثر توانایی شناختی برای محتوایی است که باید پس از پایان جلسه به یاد داشته باشید. بنیانگذارانی که احساس می کنند مجبور به اضافه کردن یک مورد چهارم هستند، باید آن را به عنوان یک سیگنال دریافت کنند که دوی از دردهای موجود همپوشانی دارند و نیاز به ادغام در یک ادعای تیزتر دارند.
اندازه گیری بازار با TAM، SAM، و SOM
یک اسلاید بازار منظم، برنامه های بزرگ را از تجزیه و تحلیل جدا می کند.TAM اندازه آینده را نشان می دهد، SAM نشان می دهد که شرکت با محصول و کانال های فعلی خود چه می تواند به طور واقع بینانه مورد بررسی قرار دهد، و SOM نشان می دهد که چه چیزی در کوتاه مدت قابل کسب است. سرمایه گذاران از این اسلاید برای آزمایش استفاده می کنند که آیا بنیانگذار مانند یک عامل عمل می کند یا یک رویاپرداز. یک پشته TAM-SAM-SOM تمیز همچنین به شریک یک شماره دفاع پذیر برای بازگشت به کمیته خود می دهد، که یک منبع اصطکاک را در فرآیند تصمیم گیری حذف می کند.
به گفته تجزیه و تحلیل پس از مرگ CB Insights در مورد شرکت های ناکام، عدم تطابق مناسب محصول-بازار در حدود 40٪ از موارد شکست ظاهر می شود - یکی از دلایل بیشتر ارجاع داده شده پس از اتمام سرمایه. یک شماره SAM واضح مجبور می کند بنیانگذار را با کدام بخش ها واقعاً به محصول مناسب و کدام ها آرزویی هستند، روبرو شود. ارائه هایی که TAM را با بازار قابل دسترسی ادغام می کنند، به طور مداوم در بررسی و تحقیقات عملکرد ضعیفی دارند، زیرا شرکا در طول تماس های مرجع اختلاف را کشف می کنند و دور بدون توضیح متوقف می شود.
اسلاید بازار سه شماره را در یک تصویر تو در تو ارائه می دهد - TAM به عنوان حلقه بیرونی، SAM به عنوان میانه، و SOM به عنوان هسته - در کنار یک پاراگراف کوتاه که توضیح می دهد چگونه هر شماره محاسبه شد.بنیانگذاران باید TAM را از گزارش تحلیلگر reconnu مانند Gartner، IDC یا McKinsey بدست آورند و آن را مستقیماً زیر شکل ذکر کنند. SAM باید فقط بخش هایی را که محصول در حال حاضر با حرکت بازاریابی موجود خود خدمت می کند را نشان دهد و SOM باید در برابر یک برنامه اجرایی 12 تا 24 ماهه دفاع پذیر باشد. پاراگراف همراه نام منابع و فرضیه پشت هر لایه را نام می برد، بنابراین سرمایه گذاری که اسلاید را به تنهایی می خواند می تواند منطق را بازسازی کند. یک تله رایج این است که SOM را به عنوان درصد ثابتی از SAM تعریف کنید بدون هیچ توجیه عملیاتی - رویکرد قوی تر این است که SOM را از خط فروش فعلی، اندازه معامله متوسط و نرخ تبدیل واقع بینانه استخراج کنید، سپس این سه ورودی را در متن ساده زیر نمودار بیان کنید. نتیجه ادعای بازار را به یک پایان نامه قابل اندازه گیری تبدیل می کند که شراکت می تواند با مدل پایین به بالای خود تست کند بجای رد کردن به عنوان یک تخمین بالا به پایین.
جذب و اقتصادیات واحدی که مدل را ثابت می کنند
اسلایدهای جذب پاسخ به سوالی را می دهند که هر سرمایه گذار به طور خاموش می پرسد - آیا بازار واقعاً برای این پرداخت می کند.یک نمای کلی از ARR، نرخ رشد، تعداد مشتری، حفظ درآمد خالص، و ارزش قرارداد سالیانه میانگین داستان را در پنج عدد می گوید. حفظ کوهورت و مسیر MRR ماهانه سپس اثبات می کند که این اعداد حوادث نیستند بلکه خروجی یک حرکت تکرار شونده است. این بلوک چیزی است که حق بحث در مورد ارزش گذاری را در ادامه جلسه به دست می آورد.
تحقیقات وضعیت ابر شرکای سرمایه گذاری Bessemer می یابد که شرکت های ابری که رشد ماهانه مداوم را همراه با حاشیه سود سالم حفظ می کنند، با بیشترین درآمد از همتایان خود معامله می کنند. رشد MRR ثابت دومین سیگنال قوی ترین مناسبت محصول-بازار در مرحله اولیه است، زیرا نشان می دهد که حرکت فروش تکرار شونده است نه نتیجه یک مشتری محور واحد یا یک فشار لوله یکباره. مسیری که 8٪ ماهانه برای شش ماه متوالی نگه می دارد، همراه با حاشیه سود بالای 80٪، ماه ها تحقیق را به یک نمودار تک تبدیل می کند و اعتراض متداول ترین شرکایی را که در دومین جلسه مطرح می کنند، حذف می کند.
نمای اقتصادی واحد با نمودار حفظ مشتریان گروهی فصلی که گسترش درون پایگاه مشتری موجود را نشان میدهد، بخش جذب را میبندد - هر گروه بعدی باید بالاتر از گروه قبلی قرار گیرد، نشاندهنده اینکه مشتریان بیشتر خرید میکنند به جای اینکه خارج شوند. بنیانگذاران باید خطوط چهار گروه را برای مطابقت با دادههای خود ویرایش کنند، و پنج شماره رهبری و شش نوار ماهانه در دو اسلاید قبلی را متناسب کنند. هر شماره باید همچنین تعریفی یک خطی در پیوست داشته باشد - چه چیزی به عنوان مشتری پرداخت کننده محسوب میشود، زمانی که ARR شناخته شده است، چگونه حفظ درآمد خالص محاسبه میشود - به طوری که همکاری که در طول بازرسی سوال میکند، پاسخی سازگار دریافت کند به جای تفسیر مجدد. این اصل این است که کمتر شماره نشان دهید، با دقت بیشتر، به جای اینکه اسلاید را با معیارهای خودخواهی که تحت سوال قرار میگیرند و در بدترین لحظه ممکن در دوره اعتماد را آسیب میزنند، پر کنید.
درخواست سرمایه و استفاده از وجوه
یک درخواست مبهم در پایان یک ارائه قوی، انرژی را از بین می برد، اما یک درخواست دقیق فقط زمانی کار می کند که بر روی یک پیش بینی مالی صادقانه قرار دارد. سرمایه گذاران نیاز دارند تا ببینند که ARR در سه تا چهار سال آینده چگونه افزایش می یابد در حالی که سوخت نقدی تجمعی مورد نیاز برای رسیدن به آنجا، با سال سوخت بیشترین به طور واضح برجسته شده است تا بتوانند حداکثر قرار داد سرمایه را با یک نگاه اندازه بگیرند. بدون این پیش بینی، شماره تامین مالی که پیگیری می شود به نظر تصادفی می رسد؛ با آن، پیش بینی و درخواست به عنوان دو نیمه از یک برنامه یکسان خوانده می شوند و شریک می تواند هر دو را در یک گفتگو آزمایش کند.
یک بنیانگذار سری A را در نظر بگیرید که با 1.4 میلیون دلار ARR، رشد ماهانه 8 درصد و حفظ نت روزنامه 142 درصدی وارد یک جلسه می شود. یک درخواست مبهم از "حدود 10 میلیون دلار" شریک را بدون لنگر برای بحث باقی می گذارد. یک درخواست دقیق از 12 میلیون دلار در 30 ماه برای رسیدن به 15 میلیون دلار ARR، با اختصاص 45 درصد به محصول و مهندسی و 25 درصد به بازاریابی، به شریک یک پایان نامه واضح برای دفاع می دهد.همان معیارها دو نتیجه کاملا متفاوت از جمع آوری سرمایه را بسته به چگونگی قالب بندی درخواست ایجاد می کنند.
اسلاید درخواست مستقیما پس از پیش بینی مالی قرار دارد و تصویر راه افتادگی را به تصمیم ملموس تبدیل می کند. این مبلغ دلار، مدت زمانی که راه افتادگی را فراهم می کند، و نقطه کیلومتری ARR که به آن می رسد را مشخص می کند، بنابراین سرمایه گذاران با چهار شماره ای که برای ارائه شراکت خود در دوشنبه صبح نیاز دارند، از جلسه خارج می شوند. در زیر این سرفصل، تخصیص به چهار سطل عملکردی تقسیم می شود - محصول و مهندسی، رفتن به بازار و فروش، موفقیت مشتری و پشتیبانی، و عملیات و G&A - هر کدام با درصد و مقدار دلار مطلق. بنیانگذاران باید اطمینان حاصل کنند که درصدها به 100 می رسند، که بزرگترین تخصیص با اولویت استراتژیک اعلام شده در جای دیگر در پکیج مطابقت دارد، و که نقطه کیلومتری ARR با برنامه مالی در اسلاید قبلی هماهنگ است. یک اسلاید درخواست مداوم حلقه را بر روی کل داستان بسته و شراکت را به نیازی که برای عمل کردن دارد، می دهد.
جمع آوری سرمایه، بنیانگذارانی را که ارائه را به عنوان یک استدلال ساختار یافته به جای مجموعه ای از اسلایدها می بینند، پاداش می دهد.پکیج حرکت سرمایه گذار را از کنجکاوی به قانع کردن از طریق پنج مرحله منظم - دیدگاهی که در زمان بازار بنیاد دارد، مشکل و راه حلی که یک به یک نقشه برداری می کنند، بازاری که با سه عدد صادقانه اندازه گیری شده است، جذب که با رفتار کوهورت تایید می شود، و درخواستی که به یک نقطه مشخص ARR مرتبط است. هر مرحله حق برای رفتن به مرحله بعدی را کسب می کند و هر یک از آنها بررسی هایی را که پس از جلسه پیگیری می شود، زنده می کند. یک پکیج ارائه ساخته شده به این استاندارد بیش از یک سند جمع آوری سرمایه می شود. این مدل مشترک تیم بنیانگذار می شود - همان مدلی که راهنمای تصمیمات استخدام، بروزرسانی های هیئت مدیره و بررسی های فصلی می باشد که بعد از بسته شدن دور می ماند. انضباط ارائه سرمایه گذار تبدیل جمع آوری سرمایه را از یک تمرین فروش به یک عملیات استراتژیکی تبدیل می کند که در هر دور آینده ترکیب می شود.